X
تبلیغات
❤★دختر شب ★❤

❤★دختر شب ★❤

از این نامهربونی ها دارم از غصه میمیرم ... .

مخفیگاه

در مخفیگاه ذهنمان کسی را

که دوستش داریم،می ماند

حتی در دوری وجدایی

+ نوشته شده در چهارشنبه دوم اسفند 1391ساعت 10:44 توسط سمانه |

ديــــوانه وار

گفت ديــــوانه وار دوســــتت دارم!

چه ســــاده بودم كه نفهميدم

 به ديــــوانه اعــــتباري نيست...

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 22:52 توسط سمانه |

هزاران کاش

هزاران کاش

در من فرياد مي کند !

بي تو...

مدتهاست که کوچانده ام

بـُغـض هاي بي آشيانه را ...

بـــه لبخندهايي ناشيانه...!

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 22:49 توسط سمانه |

...

 

فانوس به دست


تمام قامت شب را طي ميکنم


شايد ميان راه


جا مانده باشي


که نرسيده اي !!!!!

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 22:44 توسط سمانه |

کودکيمان

دلم براي کودکيمان تنگ شده

تا قيامت قهر ميکرديم و

چقدر زود قيامت ميشد!

+ نوشته شده در جمعه بیستم بهمن 1391ساعت 14:13 توسط سمانه |

دردناکترين التماس

 

نرو !!!

دردناکترين التماس جهان است...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 21:6 توسط سمانه |

گريبان گير


نوشته هايم


گريبان گيرت مي شوند روزي


آنقدر که بينشان " آه " کشيدم...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 20:56 توسط سمانه |

سفر

گاهي دلم سفر مي خواهد

نه براي رسيدن به جايي

فقط

براي

رفتن ...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 20:36 توسط سمانه |

برای مخاطب خاص ... !

تـــو را دوست ميدارم . . .

چه فـرق مى کند که چـــــــــــــــرا ! ؟

يــــــــــــا از چــــــــــــه وقـت!

يـا چطـور شـد که . . . !

چه فـــــــــــــــرق ميکـند ؟!

وقتى تــو بـايـد بــــــــــــــاور کنـى . . .

 که نمـى کـــــــــنى ( ! )

و من بــايـد فـرامـــــــــوش کــنم . . .

 کـه نمـــــى کـــــنم ( ! )

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 19:27 توسط سمانه |

بغض ها

بغض هايت را براي خودت نگه دار

گاهي سبک نشوي ، سنگين تري ...

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1391ساعت 19:18 توسط سمانه |